تبليغاتX
یانگ (پژواک)
سیاسی

گزارش کنفرانس وضعیت حقوق بشر در ایران

  در مورخه 17 نوامبر2008 به ابتکار انستیتوی کرد در بروکسل و حزب دموکراتیک کردستان  کنفرانسی تحت عنوان" وضعیت حقوق بشر در ایران" در محل پارلمان بروکسل تشکیل شد. در این کنفرانس  مسئولین پارلمان بروکسل، سازمان عفو بین الملل، سازمان ملتهای فاقد دولت، نمایندگان کثیری از احزاب و سازمانهای ملیتهای ایرانی ، حقوقدانان و شخصیتهای فعال شرکت کردند . گزارشات تهیه شده در امور نقض حقوق بشر ، حقوق ملی و دموکراتیک ملل ساکن در ایران بوسیله نمایندگان ومشارکت کنندگان قرائت  شد . از طرف 3 سازمان ملی و سیاسی ترکمن نیز مشترکا گزارش زیر تهیه و توسط آقای جوما بورش در محل کنفرانس قرائت و تشریح شد.

 

 

متن سخنرانی در پارلمان بروکسل

 

حقوق انسانی ترکمن ها همچنان پایمال میشود

 

 

خانم ها وآقایان ارجمند!

 

ترکمن ها که یکی ازشش ملیت بزرگ ایران را تشکیل میدهند در منطقه ای واقع در شمال این کشور و در شرق دریای خزر در دواستان بهم پیوسته یعنی گلستان و خراسان شمالی زندگی میکنند. منطقه زیست  ترکمنها تحت عنوان ترکمنصحرا که تخمینآ دو و نیم میلیون نفر جمعیت دارد، هم مرز جمهوری ترکمنستان است که دارای شش میلیون نفر جمعیت است. زبان ترکمن ها ترکمنی است که بخشی از زبان ترکی بشمار میرود. ترکمن ها برخلاف فارس ها که شیعه اند، سنی مذهبند. طبق اصل 12 قانون اساسی جمهوری اسلامی مذهب رسمی ایران شیعه است. و نیز بر اساس اصل 113 این قانون اساسی پست رئیس جمهوری ایران را تنها کسی میتواند احراز کند که اهل شیعه باشد. زبان رسمی ایران نیز طبق اصل 15 قانون اساسی زبان فارسی است و تنها این زبان است که در ادارجات دولتی استعمال و در مدارس و دانشگاهها تدریس میشود.

بیش از 28 سال است که جمهوری اسلامی ایران جهت آسیمیلاسیون اقلیت های ملی چون ترکمن ها پیگیرانه تلاش میکند. طبق رهنمودهای دولتی، اسامی اصیل روستاها و شهرهای ترکمنی تغییر یافته و با اسامی فارسی جایگزین می شوند. پدران و مادران ترکمن وادار می شوند نام های فارسی ـ عربی بجای نام های ترکمنی برای نوزادان خود انتخاب بکنند. رزیم اسلامی همچنین با استفاده از تمامی امکانات دولتی تلاش میکند تا روی اعتقادات مذهبی ترکمن ها، که اهل تسنن اند، تاًثیر گذاشته و زمینه گرویدن آنها به مذهب شیعه را فراهم بکند.

سیاست ضد ترکمن جمهوری اسلامی با قتل جوان بیست و یکساله ای در مارس 2005 به نقطه اوج جدید خود رسید. مقتول که حلیم قلی وطن پور ـ کم نام داشت گویا در صدد ماهیگیری بوده است! ماًموران رژیم، طبق قانون غیرمدون، مجازهستند ترکمن هایی را که بطور "غیرقانونی" در حال ماهیگیری اند، بقتل برسانند! با استناد به این " قانون " است که هر از چند گاهی یک جوان ترکمن بقتل میرسد؛ زیرا اکثریت بیکاران را جوانان تشکیل میدهند.

حلیم قلی وطن پورـ کم نیز یکی از این جوانان بیکار بود، که در عین حال امرار معاش خانواده پنچ نفری خود(خواهر، برادر و والدین پیر) را بر عهده داشت. حلیم قلی هنگامی توسط ماًموران رژیم کشته شد که او تازه در حال عبور از کانال بوده و هنوز به ماهیگیری نیز نپرداخته بود! از اینرو قتل او قتلی بود عمدی.

مأموران "حراست دریا"ی جمهوری اسلامی جوان ترکمن ماهیگیر دیگری را نیزا بقتل رساندند. حسام الدین خدیور که بیش از هیجده سال نداشت، در بامداد 27 دسامبر 2007 در حالیکه در دریای خزر مشغول ماهیگیری بود، بوسیله مأموران "حراست دریا" بقتل رسید. در عرض تنها 5 سال است که شش جوان ترکمن ماهیگیر که همه اهل بندرترکمن و حومه آن بودند، بدست مأموران "حراست دریا" عمدأ بقتل رسیدند. در شانزدهم مارس سال 2005 حلیم قلی وطنپور کم و در پائیز 2006 نعمان نیازی و در سال 2003 جلیل کر وباسط پرسم  مورد هدف گلوله های مأموران "حراست" واقع شده و کشته شدند.  ایران جمهوری اسلامی تنها کشوری است که در آن ماهیگیران  بدلیل صرف ترکمن بودن و به بهانه ماهیگیری غیرمجاز "سزاوار" بقتل رسیدن بودند. هرچند قاتلین افراد مشخصی بودند و والدین مقتولین با ارائه مشخصات آنان به دفتر ریاست جمهوری خواهان مجازات مجرمین شده بودند، هیچگونه اقدامی از طرف نهادهای اجرائی و قضائی برای رسیدگی به شکایات والدین شاکی و احتمالأ مجازات مجرمین صورت نگرفت. این امر نشان میدهد که جمهوری اسلامی قاتلین را در پناه خود گرفته و اعمال جنائی آنان را مورد تأیید قرار میدهد.  بدیهی است که چنین بی تفاوتی غیرانسانی دولت به قتل دو جوان ترکمن، زمینه انزجار ترکمن ها نسبت به مسئولین رژ یم اسلامی را مهیا میکند. در هیچ نقطه ای از جهان، قوانین هیج دولتی مجوزی قتل شهروند خودرا صرفأ بخاطر صید ماهی در دریا نمیدهد . حداکثر مجازاتی که برای این قبیل موارد در نظر گرفته میشود، جریمه نقدی و یا زندان تأدیبی است. 

در خور اشاره است که نرخ بیکاری در بندرترکمن قریب به 55 درصد است. اکثریت بیکاران را جوانان تشکیل میدهند؛ جوانانی که توانایی، آمادگی و اشتیاق کار دارند و از یکسو باید از هم اکنون زیربنای مالی زندگی آینده خود را بنیان نهند و از سوی دیگر تعداد کثیری از آنان مسئولیت امرار و معاش خانواده را بر عهده دارند.

بر اساس آمار نسبتأ دقیق حدود 75 درصد خاویار دریای خزر در منطقه بندر ترکمن تولید میشود. طبیعی است که حدودأ همین نسبت نیز محصولات گوشت ماهی را تشکیل میدهد. اگر صنعت سنتی خاویار و ماهیگیری در منطقه مدرنیزه شود، میزان محصولات نیز بمراتب افزایش خواهد یافت. از اینرو میتوان این سئوال را مطرح کرد که چگونه است شهری که از اینهمه امکانات مالی و اقتصادی برخوردار است، دارای نرخ بیکاری سرسام آوری است؟

در ضمن ترکمنصحرا منطقه ای است کشاورزی که در آن بخش عمده محصولات  گندم و جو و نیز میزان قابل ملاحظه ای از پنبه کشور تولید میشود. دولت جمهوری اسلامی علیرغم آگاهی کامل از ضرورت مدرنیزه کردن ماشین آلات کشاورزی و سیستم کشت و برداشت، کوچکترین قدمی در این راه  تا کنون بر نداشته است.  

در سراسر ترکمنصحرا بجز چند مدرسه عالی و دانشکده بی اهمیت، دانشگاهی وجود ندارد.  در مدارس و دانشکده ها فقط به زبان فارسی تدریس میشود و تدریس به زبان ترکمنی اکیدأ ممنوع است.  بیمارستان بزرگ و مجهزی که پاسخگوی نیازهای اولیه ترکمن ها باشد، نیز در منطقه وجود ندارد.

در ترکمنصحرا انواع و اقسام مواد مخدر به حد وفور و به نازل ترین قیمت یافت میشود و عملاأ مصون از هر نوع تعقیب  قانونی است. از اینرو شمار معتادین بشدت افزایش یافته و عواقب خانوادگی و اجتماعی این بلا ابعاد فاجعه آمیزی بخود گرفته است.

سیاست کوچاندن سیستماتیک زابلی ها ( که عمدتآ مردمی فقیر واهل تشیع اند ) از سیستان به ترکمنصحرا، به قصد بهم زدن ترکیب جمعیت منطقه و نیز ایجاد تنش های اتنیکی در منطقه صورت میگیرد. تا کنون قریب به 250 شهرک و روستای زابلی نشین در دل ترکمنصحرا ایجاد شده است.  طبق آخرین اخبار حاصله، نزدیک به 50 هزار هکتار از اراضی مزروعی ترکمن که بعد از انقلاب توسط جمهوری اسلامی مصادره شده بود، در آینده نزدیک در اختیار افراد غیر بومی چون سیستانی ها گذاشته خواهد شد. 

مزید بر این  تنها 2 درصد   پست ها ی مهم و نیمه مهم دولتی در منطقه را ترکمن ها در اختیار دارند و 98 درصد بقیه را افراد غیر ترکمن اشغال کرده اند.

تخریب مساجد سنی مذهبها و از آنجمله مساجد متعلق به تورکمنها در نیمه دوم سال گذشته در شهر بجنورد که یکی از شهرهای تورکمن نشین استان خراسان شمالی است ،یکی از سیا ستهای جاری حکومت   جمهوری اسلامی  بر علیه اقلیتهای مذهبی از آنجمله ملت تورکمن است.

 

مورد بعدی سوء قصد به جان یک روزنامه نگار است. در سال 2007 دو مهاجم ناشناس قصد جان یک روزنامه نگار سرشناس ترکمن را کردند.  باوجود سنگین بودن ضربات وارده با آلات خطرناک بر پیکر این روزنامه نگار، خوشبختانه خطرجانی برطرف شد.

هفته نامه ای که روزنامه نگار برای آن کار میکرد از جمله اندک نشریات ترکمنی است که علیرغم وجود مشکلات عدیده سیاسی و مالی چند سالی است که بی وقفه منتشر میشود. در طول سالهای گذشته افراد و گروه های وابسته به نهادهای دولتی به شیوه های مختلف کوشیدند تا موانع لازم  در مسیر این روزنامه ایجاد نموده و بدینطریق تنها  "روزنامه" مستمر ترکمنی را برای همیشه متوقف کنند.

هدف دشمنان قلم مضمون مقالات مندرجه در این روزنامه  نبود ؛ زیرا که این نشریه یک  هفته نامه کاملا متعادل و متعارف و عاری از زبان تند و گزنده است که رژیم اسلامی را صراحتآ به باد انتقاد بگیرد و اساس آنرا زیر علامت سئوال ببرد . هدف دشمنان آزادی خاموش کردن تنها صدای مظلوم ملت کوچکی است که هنوز در بطن جامعه  دادخواهانه فریاد میزند. این ملت که در سرزمین آبا ـ اجدادی خود چون بیگانگان زندگی میکند و از همه امکانات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و... محروم است، هر روز بیشتر به گوشه جامعه رانده و بر عقب ماندگی همه جانبه آن نیز افزوده میشود.  سردمداران جمهوری اسلامی که حتی انتشار یک هفته نامه معتدل ترکمنی را نیز نمیتوانند تحمل کنند، قطعآ عزم راسخ دارند که ملت ترکمن را به فقر فرهنگی دچار کرده و روشنفکران فعال آنرا بلحاظ فیزیکی نابود کنند

 

جمهوری اسلامی رزیمی است غیرمدنی و فاقد هر نوع قانونیت. اگر نهادهای بین المللی چون حقوق بشرسازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و اتحادیه اروپا و پارلمان بروکسل  به رزیم اسلامی هشدار ندهند و آنرا وادار به رعایت حقوق بشر نکنند، سیاست ضد حقوق بشر و ضد ترکمن رژیم نیزکماکان ادامه خواهد یافت.

 

                                                                                                                   

 17 نوامبر 2008

                                                                                                                       

سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن     

حرکت ملی ترکمنستان ایران

حرکت ملی ـ دموکراتیک تورکمن

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 20:38  توسط   | 

گزارش سمینار ” گذار به دموکراسی در ایران ” در استکهلم

 

 در روز 26 نوامبر 2008 سمینار تحت عنوان ” گذار به دموکراسی در ایران ” با مديريت  حزب سبز سوئد واقاي محمد زين الديني مسؤل شاخه استوكهلم كنگره ملیتهای ایران فدرال، طبق برنامه تعیین شده در پارلمان سوئد برگزار شد. در این سمینار که خبرنگاران و رسانه های سوئدی نیز حضور داشتند، آقای حاجی کریم بگجانی به نمایندگی از طرف 3 سازمان ملی وسیاسی ترکمن مطلب زیر را به زبان سوئدی قرائت کردند. وی پس از قرائت مطلب در ادامه جلسه با توضیات لازم به پرسشهای مطروحه نیز پاسخ دادند.

 

 

 

سمینار " گذار به دموکراسی در ایران "

 

خانمها و آقایان محترم!

 

مقوله دموکرسی علیرغم تعاریف و تفسیرهای گوناگون، عموما به مفهوم" حاکمیت مردم، چگونگی و سطح شراکت "مردم" در"ساختار سیاسی" است. مقایسه  چوامع دمکراتیک و غیر دمکراتیک نیز ازچگونگی موقعیت و میزان رابطه این دو مفهوم نشات میگیرد. بنا بر این دمکراسی  در رابطه با ساختار سیاسی  حق حاکمیت را از آن مردم  دانسته و حق تعیین سرنوشت را مطرح میکند که از طریق تعیین نمایندگان و مسئولین دولت ، نهادهای انتخابی چون ریا ست دولت و اعضای پارلمان و یا شرکت مستقیم مردم به مرحله اجرا در می آید.  کثرت گرایی در سطح سیاسی- اجتماعی نیز از عناصر تشکیل دهنده دمکراسی است که موضوعات توزیع قدرت در میان نهادهای دولتی که بخش اعظم آن  توسط مردم انتخاب میشوند و هم چنین کنترل اعمال دولت و دخالت و تاثیر گذاری در امور اداره کشور توسط نهادهای مستقل مدنی را طرح میکند. برابری  به عنوان یکی دیگر از مولفه های دمکراسی از نقطه نظر حقوقی  مساوی الحقوق بودن افراد را صرف نظر از  نژاد، مذهب ، ملیت و جنسیت در امور سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار میدهد و به تعبیری دیگر  مساوی الحقوق بودن افراد و گروههای اجتماعی  در اداره کشور ، بهره برداری  از امکانات و تسهیلات   اجتماعی و همجنین سهمبری عادلانه از  ثروت است. کارکرد  دمکراسی منوط به آزادی  افراد و گروههای اجتماعی در تفکر و کنش میباشد . اگر دمکراسی  برای اعمال حاکمیت مردم باشد، آزادی وسیله مبارزه بر علیه موانع سیاسی و اجتماعی تحقق دمکراسی  و بهتر است بگوییم که آزادی تبلور و روح دمکراسی است .

 

با توجه به نکات اشاره شده می توان این تعریف کلی  را در رابطه با دمکراسی ارایه نمود. دمکراسی سیستمی سیاسی – اجتماعی  است که جاری ساختن حاکمیت مردم را در مرکز وظایف خود قرار داده است .مردم در اینجا به معنای  مجموعه افرادی است که در یک کشوردر کنارهم  زندگی  میکنند. آنان با هر گونه تعلقات فکری، فرهنگی ، ملی و مذهبی گوناگون ، دارای مسایل و خواستهای مشترک هستند و دمکراسی وسیله ای است برای فرارویی  خواستهای فردی و گروهی به خواست عمومی.  به بیانی دیگردر کشور ایران که از لحاط بافت اجتماعی از تنوع ملی ،

فرهنگی ، زبانی  و مذهبی ، جنسیتی و طبقاتی برخوردار است ، دمکراسی به مثابه یک ایده ، زمانی میتواند مادیت و یا عینیت یابد که  این مجموعه ناهمگن  در ساختار سیاسی  شرکت کند.

 

 موانع  دمکراسی در ایران

 

.پروسه ایجاد دولت متمرکز در ایران با کودتای 1921  و بنیانگذاری  خاندان سلطنتی مطلقه پهلوی در سال1925 توسط رضاشاه به درجه کمال خود رسید. در فاصله زمانی کودتا و تاجگذاری رضا شاه پهلوی ،  جنبش مشروطه ، جنبش جمهوری خواهی و جنبشهای خودمختاری طلبانه ملل ساکن در ایران کاملا سرکوب شدند. در ادامه، فعالیت تشکیلاتهای مدنی  مستقل زنان ، نویسندگان  و روزنامه گاران قدغا و فعالین آن به  حبس ، شکنجه و مرگ محکوم شدند  قانون اساسی مشروطه که از قانون اساسی بلژیک ماخوذ شده بود ، اجرا نشد و در تمامی کشور استبداد حاکم گردید. حکومت خاندان پهلوی  بر اساس تمرکز قدرت بیش از نیم قرن دوام یافت. با وقوع انقلاب 1979 در ایران ، سلطنت مطلقه سقوط و نظام جمهوری اسلامی بر اساس ولایت مطلقه بر سرنوشت کشور حاکم شد. مردمی که در سال 1906 بر اساس ایده ای مترقی انقلاب مشروطه را به انجام رسانده بودند به دلیل نبود آزادی و دمکراسی که خود محصول تمرکز قدرت سیاسی در نظام پهلوی بود ، به امید رهایی از استبداد شاهی ناآگاهانه گرفتار نظام استبدادی  مذهبی شدند. مردم ایران میدانستند که نظام سلطنتی را نمی خواهند اما نمی دانستند که چه نظامی را میخواهند. خمینی با استفاده از باورهای مذهبی مردم به منظور  تثبیت موقعیت رژیم جمهوری اسلامی ، نخست  جنبش های خود مختاری  طلبانه ملتهای ترکمن  ، کرد ، عرب و  بلوچ  را سرکوب کرد وسپس  دستور اعدام هزاران نفراز فعالین احزاب و سازمانهای  دیگر را صادر نمود. اکنون  رژیم جمهوری اسلامی  برای حفظ بقای خویش به مانند گذشته به  حبس ، شکنجه و اعدام و ترور فعالین و مدافعین حقوق اقلیتهای ملی ، حقوق زنان ، حقوق بشر ، روزنامه نگاران و نویسندگان و  دیگر نهادهای مدنی و سیاسی ادامه میدهد. باید اذعان کرد که نزدیک به یک قرن حاکمیت استبداد در ایران عامل اصلی فقر دانش و فرهنگ دمکراسی درجامعه ایران می باشد وحکومتهای استبدادی و بویژه در شرایط کنونی رژیم جمهوری اسلامی نه تنها مانع بلکه دشمن دمکراسی در ایران است. .یکی از موانع دمکراسی  فقدان جوامع مدنی در ایران است . طبق آمار رسمی جمهوری اسلامی  در سال 2004 میلادی نزدیک به 10000 تشکل مدنی در ایران وجود داشته است. یعنی تقریبا برای هر 7000نفر یک تشکل. در حالیکه این نسبیت در بیشتر کشورهای پیشرفته صنعتی غربی برای هر 100 الی 200 نفر یک تشکل است.  از موانع مهم دیگر دمکراسی در ایران ضعف فرهنگ دمکراسی در احزاب و سازما نهای سیاسی ایرانی است. بیشتر تشکلهای  سیاسی ایرانی ظاهرا مدرن فکر میکنند اما سنتی عمل میکنند. در یک بررسی تاریخی ساده متوجه میشویم که در طول سی سال گذشته از طرف نیروهای اپوزیسیون سراسری  هیچگونه اتحاد عمل وسیع و  پایدار برای ایجاد آلترناتیوی دمکراتیک علیه رژیم استبدادی  جمهوری اسلامی بوجود نیامده است. 

 

روندهای جاری در جوامع تک صدایی و غیر دموکراتیک و خطرات ناشی از سوء استفاده  از تسلیحات ویرانگر و تخریب محیط زیست، اجماع جهانی و جایگزینی راهکارهای نوین منطبق بر اصول حقوق بشر و دموکراتیک  را برجسته می کند  تا سازمان ملل متحد بتواند نظم دموکراتیک را در سطوح مختلف جوامع بشری نهادینه نماید. ایجاد فرصتهای مشروع برای تمکین کلیه دولتهای عضو به اصول دموکراتیک و حقوق بشر به عنوان دستاورد تمدن بشر لازم است. ایجاد این امکانات با حمایت و همکاری نخبگان و گروه های مدافع دموکراسی و حضور و اختیار مردم در درون جوامع، موجب تقویت سازماندهی نیروهای اجتماعی در مسیر تحولات آتی است. بهره گیری از حداکثر امکانات ملی و بین المللی بدون توسل به نیروی قهر در حرکتی هماهنگ و متحد نهفته است. پراکندگی ، عدم ابتکار و آلودگی در اندیشه های سنتی موانع جدی در راه تحول نوین است.

 
 خانمها و آقایان محترم!

 

ریشهً بحران اجتماعی در ایران، وجود قانون اساسی  تبعیض آمیز و در راس آن ولایت فقیه حاکم می باشد. اصول ۱۱۰، ۵۸ و۶۸   قانون اساسی موجود، با اعطای اختیارات سلطانی به ولی فقیه، بزرگترین ظلم، تبعیض و اجحاف را در حق شهروندان ایرانی روا داشته، بطوریکه دخالت مردم ایران در سرنوشت خودشان را منتفی کرده است. این اصول غیر انسانی، وجود تبعیض را بر گروههای غیر شیعه، غیر مذهبی،  و دگر اندیشان رسمیت داده است.

اوامر تقلیل مرزبندی حاکمیت بر اساس خودی و غیر خودی به مرز بین معتقدین و مخالفین ولایت مطلقهً فقیه ناهنجاریها و بحرانهای اجتماعی و سیاسی را تشدید کرده است. لذا چاره و درمان تبعیض مذهبی، عقیدتی و اتنیکی در برقراری دموکراسی و حاکمیت مردم است، و نه جایگزین کردن رژیم کنونی با نوعی دیگر از تبعیض ملی ـ اتنیکی، مذهبی و یا ایدئولوژیک در جامعه.   

 

با توجه به تصویر کلی که در رابطه با دمکراسی  و موانع آن ارایه گردید ، ما بر این اعتقادیم که دروازه جامعه استبداد زده ایران زمانی بدنیای دمکراسی گشوده خواهد شد که مانع اصلی آن یعنی رژیم جمهوری اسلامی برکنار شود .اما باید توجه داشت که سقوط حکومت جمهوری اسلامی  برابر با ظهور و استقرار دمکراسی در ایران نخواهد بود.تجربه انقلاب 1979 ایران به اثبات رسانیده است که برکناری حکومت سلطنتی خاندان پهلوی و جایگزینی حکومت اسلامی نه تنها به دمکراسی نیانجامید بلکه سیری  ارتجایی داشت و هم اکنون نام حکومت جمهوری اسلامی در فهرست  مستبدترین و ضد دمکراتیک ترین حکومتها جای دارد .راه  استقرار و تعمیق دمکراسی در ایران منوط بر جایگزینی  نظامی است که پاسخگوی مسایل اساسی  چون آزادیهای سیاسی- اجتماعی ، جقوق ملیتهای ساکن در ایران ،حقوق زنان و رفاه اجتماعی باشد. از نظرساختار سیاسی بر اساس  اصل برابری  یعنی حکومت تک ملیتی- فرهنگی به حکومت  چند ملیتی – فرهنگی تبدیل گردد و باز بر پایه همین اصل دمکراسی  از نظر اجتماعی حقوق  پایمال شده زنان احقاق  شود.دمکراسی در ساختار سیاسی  حاکمیت را از آن مردم می داند و نه الهی ، لذا جدایی دین ازدولت از الزامات  دمکراسی  است و از نظر کثرت گرایی  در ساختار سیاسی  جای تمرکزقدرت سیاسی باید با اصل عدم تمرکز تعویض گردد .با توجه به تنوع ملی ، زبانی و فرهنگی جامعه ایران یک سیستم فدرال از پتانسیل بیشتری برای مادیت بخشیدن به دمکراسی در ایران برخوردار است. زیرا فدرالیسم به عنوان پرنسیپی جهانشمول  در  جامعه  چند ملیتی  ایران نیزعادلانه ترین و کم تنش ترین راه برای تامین عنصر پایه ای دمکراسی یعنی حق تعیین سرنوشت ، رفع تبعیض ، ایجاد موقعیت و فرصت بیشتر جهت شرکت گروههای گوناگون مردم است.

 

26.11.2008

 

حرکت ملی ترکمنستان ایران

سازمان دفاع از حقوق خلق ترکمن

حرکت ملی ـ دموکراتیک ترکمن

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 20:35  توسط   | 

برزخیان بی عمل

از: کریم   آتا

 

بررسی نوشته آقای آتیلا تحت عنوان "عاشقان رویایی" :

 

نوشته ای تحت عنوان " عاشقان رویایی" توسط آتیلا از ایل گون و از جمله برچسب زنان به گروههای سیاسی در جنبش ملی ترکمنها که  متاسفانه در سایت ترکمنصحرا مدیا  و ترکمن ایلیم نیز بدون اشاره به لزوم فاکتها و اسناد معتبر دال بر ادعای غیر واقعی نویسنده منتشر شد.

نوشته ایشان خلط دومطلب جداگانه است. یکی ردیف کردن و الصا ق تخیلات فکری خود به گروهها بدون ذکراسناد قابل اتکا، نبود چارچوب و معیار علمی ضمن گریز از پرنسیپ شفافیت سازی یعنی نام نبردن از گروه معینی( برخی دوستان.. ، دیدگاههای دیگر) با موضع گیری در جایگاه  معصومین و قلمدادکردن دیگران به همکیشی با سوپر قدرت جهانی و جنگ افروزان احتمالی، سعی بر افشای دروغین ناکامی( نه در مقام تجزیه و تحلیل) گروههای سیاسی ترکمنی در سمتگیری به اهداف شان و مطلب دوم طرح تئوری جدید ایشان مبنی بر  وحدت فعالین سیاسی  بر محور فعالیت غیر سیاسی و بطور مشخص انجمن فرهنگی ترکمنی (کلن) است.

تجربه هزاران ساله بشر گویای این است که انسان در بستر مبارزه برای اهداف و برخورد با مشکلات، تجربه اندوزی کرده و در رفع مجدد آنها اقدام می کند. طبعا غلبه بر مشکلات بدون تجربه اندوزی ناممکن است. در واقع از عمل انسان ها تئوری پدید می آید که مجددا در حوزه عمل صحت و نادرستی آن ظهور می کند. این امر در فرایند حرکت تا دریافت نتبجه و حصول اهداف تداوم می یابد. اما نتایج کنشهای اجتماعی مانند علوم تجربی نیست که در یک آزمایشگاه که همه چیزتحت کنترل، قابل سنجش و تحت مدیریت آزمایشگاه به وقوع می پیوندد. زیرا افکار و نقش انسانها، جایگاه و موقعیت طبقاتی شان باز تاب دهنده منافع متفاوت لایه های گوناگون اجتماعی است. به همین خاطر دقت علوم تجربی را درکنش و برآیند تلاش انسان نمی توان انتظار داشت. کنش اجتماعی نیازمند تدارک، انضباط، سازماندهی، رعایت مسائل امنیتی، خلاقیت و هدایت است. بهبود نسبی حقوق بشر بطور اعم در پهنه جهانی حاصل مبارزه منحصرا چند ساله اخیر نیست بلکه نتیجه تلاش سالهای متمادی بشر از دوران قعر تاریخ و رنسانس در غرب تا دوره امروزی در عرصه جهانی است. این نتایج به معنای نبود شکستها و یا ناکامیها  و یا تاخیر در مسیر پیشرفت نیست. اما ارتجاع و حامیان استبداد در یک پروسه عقب نشینی هستند.

 گروههای سیاسی ترکمن نیز بطور اعم واقف هستند که می توانند در جانب حقیقت قرار داشته باشند در عین حال در مقاطعی از زمان با ناکامی روبرو شوند. این تئوری که داشتن حقیقت برابربا پیروزی و به قدرت نشستن است تئوری پیروان و چاپلوسان سفره خمینی رهبر است. راه مبارزه صراط مستقیم نیست بلکه با تند پیچها ، گردبادها و ناملایمات عدیده ای همراه است. یعنی سمت دیگر این کشاکش نیروی استبدادی حاکم با امکانات غول آسای مادی و مذهبی در تطمیع مقام پرستان و خام کردن توده هاست.

ما ازماغتیمغولی و اشعارش آموختیم که ترکمن ملتی است که در سایه وحدت ملی می تواند به حاکمیتی واحد برای تعیین مقدرات و سرنوشتش نایل شود. از جنبش ملی به رهبری عثمان آخون آموختیم که جنبش بایستی مطابق با زمانه ارگانیزه شود. از جنبش سالهای 1357 تجربه کردیم که جنبش ملت ترکمن را بایستی فرزندان ترکمن و با استقلال تشکیلاتی هدایت کنند. اینها تجربیات گرانقدری هستند که جنبش ملی ترکمن در بستر ناکامیها آموخت.

سیر دوران مهاجرت اجباری برخی از فعالین جنبش ملی ـ دموکراتیک ترکمنها و حتا کسانی مانند آتیلاها نشانگر صیغل خوردن و پیرایش نسبی عقاید آنهاست. آقای آتیلا شما و برخی از مدیران انجمن فرهنگی کلن در ابتدای فعالیت انجمنی که به نام ترکمن و تاکید اساسنامه بر فعالیت و گسترش فرهنگ ترکمنی است ، در برابر کسانی که برپخش موسیقی ترکمنی تاکید و پافشاری داشتند آنها را محصور در چپریهای ترکمنی و یک بعدی می دانستید. اما پروسه فعالیت جنبش رهایی بخش ملل تحت ستم و ترکمنهای متهم به ناسیونالیستهای تندرو در گذشته تا بدان حد رسیده است که فرزندان برخی از تیم شما در برابر مهمانان انجمن سرود جیحون بیلن بحر خازار آراسی و...، را اجرا کردند و قطعا جای خوشحالی است. حتا فراگیری و آموزش موکد زبان مادری ترکمنی توسط والدین به فرزندان به عنوان یکی از معیار ها در اعتقاد به فعالیت فرهنگی تا ملی تبدیل شده است. خوشبختانه امروز دیگر این بحثها تا حدودی رفع شده است. مشکلات جدید را باید با سعه صدر ومشارکت و دعوت از جداشدگان و کشف و رفع اشتباهات مدیریتی و تمایلات انحصاری رفع کرد. مگر شرکت ما در مناسبات انجمن فرهنگی علیرغم تفاوت نگرش سیاسی با شما گویای جدا کردن نسبی فعالیت فرهنگی و سیاسی نیست؟ اما قطعا نیاز فرهنگی ملت ترکمن با مطالبات سیاسی آمیخته است. علت عدم استقبال از کلاسهای آموزش زبان ترکمنی در خارج و به گفته فعالان فرهنگی و ادبی در داخل در چیست؟ اگر ما دارای حاکمیت ملی ـ سیاسی در ایران باشیم این تناقص مربوط به مقطع فعلی رفع نخواهد شد؟  

فعالیت فرهنگی و هنری تنها عرصه فعالیت کم خطر در ترکمنستان جنوبی است. اکثریت مطلق کنشگران اجتماعی به لحاظ اجبار ، تسلط جو خفقان ونگاه امنیتنی رژیم اجبارا بطور رسمی در این چارچوب فعالیت میکنند. فعالیتها درعرصه همایش  بزرگترین شاعر ملی و مبارزمان منحصرا از جلوه ها و تفسیرهای دینی و تخصصهای شعری  اجازه  فراتر رفتن را ندارد. اما علیرغم این اکسیون بزرگ و اتحاد در برگزاری آن، آنها اجازه ندارند درکار سیاسی ـ تشکیلاتی مستقل مشارکت ورزند تا چه برسد به وحدت سیاسی در برابر حاکمیت. در عرصه سیاست در داخل، ترکمنها را نه تنها  از فعالیت سیاسی ارگانیک باز داشته اند بلکه حتا  هر گونه کنش غیر فرهنگی از جمله حقوق بشری نیز به ترکمنها موجه نیست. در تسلط چنین وضعیتی افرادی فاقد هویت سیاسی فقط هنگام انتخابات تحت رعایت خط قرمز و تعریف و تشکر حزب اللهی وار از ولایت فقیه و رژیم در کنار کارچاق کنان و همکاران امنیتی رژیم به نام ترکمنها در تدارکات نمایشات انتخابات انتصابی شرکت می کنند. سی سال است که چنین است وچشم انداز امیدبخشی را بر نمیتابد.

فعالیت فرهنگی که فراتر از خط قرمز رژیم نرود چه بهبودی به حذف دیکتاتوری و وحدت ارگانیک کنش ملی می کند. این وضعیت اکثریت مطلق افرادی است که در چارچوب مقدسات جمهوری اسلامی حضور رسمی پیدا میکنند. شما بر چه اساس و تئوری و هدف می خواهید با نفی مبارزه ارگانیک سیاسی در خارج کشور در این شرایط به اتحاد فعالیت فرهنگی مبادرت ورزید در حالی که چنین اتحاد فرهنگی هم در داخل و هم در خارج مستقل از عقاید سیاسی ـ تشکیلاتی وجود دارد. وجود و حضور همگان در برگزاری و بزرگداشت اعیاد ملی و همایش شاعران گویای این امر نیست؟ اگر شما به این ایده مطرح از جانب خودتان اعتقاد دارید چرا تا به حال یک مقاله فرهنگی ننوشته اید؟ و برخلاف ادعای خودتان آنهم منحصرا در محیط مجازی به نگارش نوشته های سیاسی اقدام کرده  و میکنید. البته تا بحال یک کار تحقیقی یا ترجمه مقالات مطرح در موضوع ملی و سیاسی نیز نکرده اید زیرا وقتی که  ماه رمضان می رسد عارضه معدی شما عود می کند و معذور می شوید اما برای نوشتن اتهامات به گروههای سیاسی  وقت دارید و در برابر لزوم کارهای تحقیقی و تخصصی، گرفتاریهای معیشتی تان را علم میکنید.

اگر گروههای سیاسی در رفع مشکلات و کشف ناکامی و عوارض تشکیلاتی بطور جدی و واقعی نیستند شما نیز از خودتان شروع کنید و بر علت تشتت ها و تفرق و جداییها در ایل گون و انجمن فرهنگی کلن همت کنید و در مقام تجزیه و تحلیل جدی و شفاف برآیید. اگر شما  آکسیون ها و مراجعه به نهادهای بین المللی را به راستی مثبت و لازم می دانید چرا گزارشات در مورد آکسیونها به مناسبت زبان مادری و دفاع از حقوق ماهیگران را در سایتتان منتشر نمی کنید! این  سیاست زدگی ماست یا شما؟ با چه فاکتور عملی تایید این آکسیونها را اثبات می کنید؟!

هیچ گروه سیاسی ترکمنی اجازه  حضور وفعالیت رسمی در داخل را ندارد تا بتوان بر تاثیرات و عملکرد خط ومشی آنها در میان مردم نتیجه گیری کرد. در این شرایط چگونه بر عدم کارآیی آنها نتیجه می گیرید. اما علیرغم چنین فضایی مردم ما موج نارضایتی و اعتراضشان را شدت می بخشند. همبستگی ملی را در میان ترکمنها در داخل و خارج و بویژه گروههای سیاسی را در برابر کشتار ماهیگیران بوضوح دیدیم. ارتباطات چنین همبستگی بطور اعم توسط امکانات اینترنتی صورت گرفت و گروههای سیاسی نیز مسلما از نیروها و سمپاتها ی داخلی شان در تحلیل اوضاع یاری گرفته و می گیرند. اما جای شما و احساس مسئولیت تان  خالی بود!

آیا تداوم تلاشها و انجام آکسیونها و شرکت  گروههای سیاسی ترکمن در کنگره های وسیع و مراجعه به نهادهای بشر دوستانه و بین المللی نشان از رویایی بودن آنهاست یا مرد عمل بودن آنها؟!

 شما کدام بند از اهداف ما را  ناممکن،غیر واقعی و یا بر خلاف خواسته ملتمان می دانید؟ لطفا بطور مشخص نام ببرید و آلترنانیو خودتان را هم ارائه دهید تا بتوانیم روی آنها بحث های مثبت را دامن زنیم. متاسفانه شما باکتمان شفافیت سازی، انگیزه ایجاد شک و شبهه را دامن می زنید.

 شما همبستگی تان را از عملگرایان نقدی ربوده اید و روی نسیه ها چونه می زنید. مطمئن باشید در صورت جوانه زدن تشکل مردمی و مستقل در داخل، ما با برداشتن گامهای عملی در همبستگی و اتحاد با آنها پیش قدم خواهیم شد. مسلما تلاشهای ما به امید برخاستن چنین پدیده ای است. ایجاد تفاهم و همبستگی و اتحاد علیرغم وجود تفاوت گرایشهای نسبتا ظریف در میان گروههای ترکمنی در جریان است. ما حتا با افراد علاقمند به ایجاد بستر مناسب برای فعالیت ارگانیک در گفتگو و دیالوگ هستیم. اگر تشکیلاتی به علتهای گوناگون مورد انشعاب قرار گرفته پرچم دیگری به اهتزاز درآمدهاست. این یعنی نفس وجود حرکت دسته جمعی. این فعل و انفعالات غیر زمینی نیستند بلکه شامل تمامی جهان سیاست است و دلیلی بر رد نفس وجودی گروهها و یا ناکامی نیست.

 

 وقتی که شما صحبت از عدم کارآیی گروهها میکنید نگاهتان منحصر به بخش و کانال رسمی حضور ها در داخل است. اما بخش ممنوعه و دهان بسته  را فراموش میکنید. گروههای سیاسی صدا و فریاد این دهان بسته شدگان و سلب شدگان از حقوق انسانی و ملی شان است. لذا گفتمان هسته ای برای شکل گیری ارگانیک جنبش مستقل مردمی و یا پیوند ما با بخش منحصر در خط قرمز و البته فاقد هویت و برنامه و تشکل را نمی توان انتظار داشت. جبران اگرچه نازل  آلترناتیوسازی در خارج کشور در این مقطع  از جانب گروههای ترکمنی که  ازهوادارن و اعضایی ناچیز بهره مندند قدمهایی اگرچه کوچک ولی ممکن و مثبت در سمت گیری به سوی ایجاد اتحاد ارگانیک فراتر است. این فرآیند تلاش  خستگی ناپذیر و اراده مصمم را در عمل و در هرجایی که هستیم می طلبد نه با ادعای بی عمل و حواله کردن به وجوهات نسیه در داخل. حالت شما متاسفانه به مانند برزخیان فاقد عمل بین نقد و نسیه و جهان داخل و خارج است. از ما گریزان و در داخلیان نیز پایگاه مطمئنی نیافته اید.

    3.11.2008

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 21:45  توسط   |