|
|
|
|
|
برزخیان بی عمل از: کریم آتا
بررسی نوشته آقای آتیلا تحت عنوان "عاشقان رویایی" :
نوشته ای تحت عنوان " عاشقان رویایی" توسط آتیلا از ایل گون و از جمله برچسب زنان به گروههای سیاسی در جنبش ملی ترکمنها که متاسفانه در سایت ترکمنصحرا مدیا و ترکمن ایلیم نیز بدون اشاره به لزوم فاکتها و اسناد معتبر دال بر ادعای غیر واقعی نویسنده منتشر شد. نوشته ایشان خلط دومطلب جداگانه است. یکی ردیف کردن و الصا ق تخیلات فکری خود به گروهها بدون ذکراسناد قابل اتکا، نبود چارچوب و معیار علمی ضمن گریز از پرنسیپ شفافیت سازی یعنی نام نبردن از گروه معینی( برخی دوستان.. ، دیدگاههای دیگر) با موضع گیری در جایگاه معصومین و قلمدادکردن دیگران به همکیشی با سوپر قدرت جهانی و جنگ افروزان احتمالی، سعی بر افشای دروغین ناکامی( نه در مقام تجزیه و تحلیل) گروههای سیاسی ترکمنی در سمتگیری به اهداف شان و مطلب دوم طرح تئوری جدید ایشان مبنی بر وحدت فعالین سیاسی بر محور فعالیت غیر سیاسی و بطور مشخص انجمن فرهنگی ترکمنی (کلن) است. تجربه هزاران ساله بشر گویای این است که انسان در بستر مبارزه برای اهداف و برخورد با مشکلات، تجربه اندوزی کرده و در رفع مجدد آنها اقدام می کند. طبعا غلبه بر مشکلات بدون تجربه اندوزی ناممکن است. در واقع از عمل انسان ها تئوری پدید می آید که مجددا در حوزه عمل صحت و نادرستی آن ظهور می کند. این امر در فرایند حرکت تا دریافت نتبجه و حصول اهداف تداوم می یابد. اما نتایج کنشهای اجتماعی مانند علوم تجربی نیست که در یک آزمایشگاه که همه چیزتحت کنترل، قابل سنجش و تحت مدیریت آزمایشگاه به وقوع می پیوندد. زیرا افکار و نقش انسانها، جایگاه و موقعیت طبقاتی شان باز تاب دهنده منافع متفاوت لایه های گوناگون اجتماعی است. به همین خاطر دقت علوم تجربی را درکنش و برآیند تلاش انسان نمی توان انتظار داشت. کنش اجتماعی نیازمند تدارک، انضباط، سازماندهی، رعایت مسائل امنیتی، خلاقیت و هدایت است. بهبود نسبی حقوق بشر بطور اعم در پهنه جهانی حاصل مبارزه منحصرا چند ساله اخیر نیست بلکه نتیجه تلاش سالهای متمادی بشر از دوران قعر تاریخ و رنسانس در غرب تا دوره امروزی در عرصه جهانی است. این نتایج به معنای نبود شکستها و یا ناکامیها و یا تاخیر در مسیر پیشرفت نیست. اما ارتجاع و حامیان استبداد در یک پروسه عقب نشینی هستند. گروههای سیاسی ترکمن نیز بطور اعم واقف هستند که می توانند در جانب حقیقت قرار داشته باشند در عین حال در مقاطعی از زمان با ناکامی روبرو شوند. این تئوری که داشتن حقیقت برابربا پیروزی و به قدرت نشستن است تئوری پیروان و چاپلوسان سفره خمینی رهبر است. راه مبارزه صراط مستقیم نیست بلکه با تند پیچها ، گردبادها و ناملایمات عدیده ای همراه است. یعنی سمت دیگر این کشاکش نیروی استبدادی حاکم با امکانات غول آسای مادی و مذهبی در تطمیع مقام پرستان و خام کردن توده هاست. ما ازماغتیمغولی و اشعارش آموختیم که ترکمن ملتی است که در سایه وحدت ملی می تواند به حاکمیتی واحد برای تعیین مقدرات و سرنوشتش نایل شود. از جنبش ملی به رهبری عثمان آخون آموختیم که جنبش بایستی مطابق با زمانه ارگانیزه شود. از جنبش سالهای 1357 تجربه کردیم که جنبش ملت ترکمن را بایستی فرزندان ترکمن و با استقلال تشکیلاتی هدایت کنند. اینها تجربیات گرانقدری هستند که جنبش ملی ترکمن در بستر ناکامیها آموخت. سیر دوران مهاجرت اجباری برخی از فعالین جنبش ملی ـ دموکراتیک ترکمنها و حتا کسانی مانند آتیلاها نشانگر صیغل خوردن و پیرایش نسبی عقاید آنهاست. آقای آتیلا شما و برخی از مدیران انجمن فرهنگی کلن در ابتدای فعالیت انجمنی که به نام ترکمن و تاکید اساسنامه بر فعالیت و گسترش فرهنگ ترکمنی است ، در برابر کسانی که برپخش موسیقی ترکمنی تاکید و پافشاری داشتند آنها را محصور در چپریهای ترکمنی و یک بعدی می دانستید. اما پروسه فعالیت جنبش رهایی بخش ملل تحت ستم و ترکمنهای متهم به ناسیونالیستهای تندرو در گذشته تا بدان حد رسیده است که فرزندان برخی از تیم شما در برابر مهمانان انجمن سرود جیحون بیلن بحر خازار آراسی و...، را اجرا کردند و قطعا جای خوشحالی است. حتا فراگیری و آموزش موکد زبان مادری ترکمنی توسط والدین به فرزندان به عنوان یکی از معیار ها در اعتقاد به فعالیت فرهنگی تا ملی تبدیل شده است. خوشبختانه امروز دیگر این بحثها تا حدودی رفع شده است. مشکلات جدید را باید با سعه صدر ومشارکت و دعوت از جداشدگان و کشف و رفع اشتباهات مدیریتی و تمایلات انحصاری رفع کرد. مگر شرکت ما در مناسبات انجمن فرهنگی علیرغم تفاوت نگرش سیاسی با شما گویای جدا کردن نسبی فعالیت فرهنگی و سیاسی نیست؟ اما قطعا نیاز فرهنگی ملت ترکمن با مطالبات سیاسی آمیخته است. علت عدم استقبال از کلاسهای آموزش زبان ترکمنی در خارج و به گفته فعالان فرهنگی و ادبی در داخل در چیست؟ اگر ما دارای حاکمیت ملی ـ سیاسی در ایران باشیم این تناقص مربوط به مقطع فعلی رفع نخواهد شد؟ فعالیت فرهنگی و هنری تنها عرصه فعالیت کم خطر در ترکمنستان جنوبی است. اکثریت مطلق کنشگران اجتماعی به لحاظ اجبار ، تسلط جو خفقان ونگاه امنیتنی رژیم اجبارا بطور رسمی در این چارچوب فعالیت میکنند. فعالیتها درعرصه همایش بزرگترین شاعر ملی و مبارزمان منحصرا از جلوه ها و تفسیرهای دینی و تخصصهای شعری اجازه فراتر رفتن را ندارد. اما علیرغم این اکسیون بزرگ و اتحاد در برگزاری آن، آنها اجازه ندارند درکار سیاسی ـ تشکیلاتی مستقل مشارکت ورزند تا چه برسد به وحدت سیاسی در برابر حاکمیت. در عرصه سیاست در داخل، ترکمنها را نه تنها از فعالیت سیاسی ارگانیک باز داشته اند بلکه حتا هر گونه کنش غیر فرهنگی از جمله حقوق بشری نیز به ترکمنها موجه نیست. در تسلط چنین وضعیتی افرادی فاقد هویت سیاسی فقط هنگام انتخابات تحت رعایت خط قرمز و تعریف و تشکر حزب اللهی وار از ولایت فقیه و رژیم در کنار کارچاق کنان و همکاران امنیتی رژیم به نام ترکمنها در تدارکات نمایشات انتخابات انتصابی شرکت می کنند. سی سال است که چنین است وچشم انداز امیدبخشی را بر نمیتابد. فعالیت فرهنگی که فراتر از خط قرمز رژیم نرود چه بهبودی به حذف دیکتاتوری و وحدت ارگانیک کنش ملی می کند. این وضعیت اکثریت مطلق افرادی است که در چارچوب مقدسات جمهوری اسلامی حضور رسمی پیدا میکنند. شما بر چه اساس و تئوری و هدف می خواهید با نفی مبارزه ارگانیک سیاسی در خارج کشور در این شرایط به اتحاد فعالیت فرهنگی مبادرت ورزید در حالی که چنین اتحاد فرهنگی هم در داخل و هم در خارج مستقل از عقاید سیاسی ـ تشکیلاتی وجود دارد. وجود و حضور همگان در برگزاری و بزرگداشت اعیاد ملی و همایش شاعران گویای این امر نیست؟ اگر شما به این ایده مطرح از جانب خودتان اعتقاد دارید چرا تا به حال یک مقاله فرهنگی ننوشته اید؟ و برخلاف ادعای خودتان آنهم منحصرا در محیط مجازی به نگارش نوشته های سیاسی اقدام کرده و میکنید. البته تا بحال یک کار تحقیقی یا ترجمه مقالات مطرح در موضوع ملی و سیاسی نیز نکرده اید زیرا وقتی که ماه رمضان می رسد عارضه معدی شما عود می کند و معذور می شوید اما برای نوشتن اتهامات به گروههای سیاسی وقت دارید و در برابر لزوم کارهای تحقیقی و تخصصی، گرفتاریهای معیشتی تان را علم میکنید. اگر گروههای سیاسی در رفع مشکلات و کشف ناکامی و عوارض تشکیلاتی بطور جدی و واقعی نیستند شما نیز از خودتان شروع کنید و بر علت تشتت ها و تفرق و جداییها در ایل گون و انجمن فرهنگی کلن همت کنید و در مقام تجزیه و تحلیل جدی و شفاف برآیید. اگر شما آکسیون ها و مراجعه به نهادهای بین المللی را به راستی مثبت و لازم می دانید چرا گزارشات در مورد آکسیونها به مناسبت زبان مادری و دفاع از حقوق ماهیگران را در سایتتان منتشر نمی کنید! این سیاست زدگی ماست یا شما؟ با چه فاکتور عملی تایید این آکسیونها را اثبات می کنید؟! هیچ گروه سیاسی ترکمنی اجازه حضور وفعالیت رسمی در داخل را ندارد تا بتوان بر تاثیرات و عملکرد خط ومشی آنها در میان مردم نتیجه گیری کرد. در این شرایط چگونه بر عدم کارآیی آنها نتیجه می گیرید. اما علیرغم چنین فضایی مردم ما موج نارضایتی و اعتراضشان را شدت می بخشند. همبستگی ملی را در میان ترکمنها در داخل و خارج و بویژه گروههای سیاسی را در برابر کشتار ماهیگیران بوضوح دیدیم. ارتباطات چنین همبستگی بطور اعم توسط امکانات اینترنتی صورت گرفت و گروههای سیاسی نیز مسلما از نیروها و سمپاتها ی داخلی شان در تحلیل اوضاع یاری گرفته و می گیرند. اما جای شما و احساس مسئولیت تان خالی بود! آیا تداوم تلاشها و انجام آکسیونها و شرکت گروههای سیاسی ترکمن در کنگره های وسیع و مراجعه به نهادهای بشر دوستانه و بین المللی نشان از رویایی بودن آنهاست یا مرد عمل بودن آنها؟! شما کدام بند از اهداف ما را ناممکن،غیر واقعی و یا بر خلاف خواسته ملتمان می دانید؟ لطفا بطور مشخص نام ببرید و آلترنانیو خودتان را هم ارائه دهید تا بتوانیم روی آنها بحث های مثبت را دامن زنیم. متاسفانه شما باکتمان شفافیت سازی، انگیزه ایجاد شک و شبهه را دامن می زنید. شما همبستگی تان را از عملگرایان نقدی ربوده اید و روی نسیه ها چونه می زنید. مطمئن باشید در صورت جوانه زدن تشکل مردمی و مستقل در داخل، ما با برداشتن گامهای عملی در همبستگی و اتحاد با آنها پیش قدم خواهیم شد. مسلما تلاشهای ما به امید برخاستن چنین پدیده ای است. ایجاد تفاهم و همبستگی و اتحاد علیرغم وجود تفاوت گرایشهای نسبتا ظریف در میان گروههای ترکمنی در جریان است. ما حتا با افراد علاقمند به ایجاد بستر مناسب برای فعالیت ارگانیک در گفتگو و دیالوگ هستیم. اگر تشکیلاتی به علتهای گوناگون مورد انشعاب قرار گرفته پرچم دیگری به اهتزاز درآمدهاست. این یعنی نفس وجود حرکت دسته جمعی. این فعل و انفعالات غیر زمینی نیستند بلکه شامل تمامی جهان سیاست است و دلیلی بر رد نفس وجودی گروهها و یا ناکامی نیست.
وقتی که شما صحبت از عدم کارآیی گروهها میکنید نگاهتان منحصر به بخش و کانال رسمی حضور ها در داخل است. اما بخش ممنوعه و دهان بسته را فراموش میکنید. گروههای سیاسی صدا و فریاد این دهان بسته شدگان و سلب شدگان از حقوق انسانی و ملی شان است. لذا گفتمان هسته ای برای شکل گیری ارگانیک جنبش مستقل مردمی و یا پیوند ما با بخش منحصر در خط قرمز و البته فاقد هویت و برنامه و تشکل را نمی توان انتظار داشت. جبران اگرچه نازل آلترناتیوسازی در خارج کشور در این مقطع از جانب گروههای ترکمنی که ازهوادارن و اعضایی ناچیز بهره مندند قدمهایی اگرچه کوچک ولی ممکن و مثبت در سمت گیری به سوی ایجاد اتحاد ارگانیک فراتر است. این فرآیند تلاش خستگی ناپذیر و اراده مصمم را در عمل و در هرجایی که هستیم می طلبد نه با ادعای بی عمل و حواله کردن به وجوهات نسیه در داخل. حالت شما متاسفانه به مانند برزخیان فاقد عمل بین نقد و نسیه و جهان داخل و خارج است. از ما گریزان و در داخلیان نیز پایگاه مطمئنی نیافته اید. 3.11.2008
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 21:45 توسط
|
|
||